محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
87
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
سال از دوازده ماه ، ماهى كم كردندى . چون ماه رجب بيامدى ايشان گفتندى ما اين ماه حرب نكنيم و اين ماه رجب از سال بيفكنيم و سال امسالين يازده ماه گيريم . و گاه بودى كه گفتندى حرب كنيم و چون حرب بنشيند شعبان يا رمضان به جاى رجب حرم گيريم ، و اين را نسا خواندندى . و نسى تأخير بود ، و حرمت رجب ناچيز كردندى به ماه شعبان يا به ماهى ديگر . پس اين يك سال اين ماه رجب را حرمت داشتندى و از حرب ياد نكردندى تا ديگر سال كه خداى عزّ و جلّ گفت : قوله تعالى ، * ( إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ في الْكُفْرِ يُضَلُّ به الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَه عاماً وَيُحَرِّمُونَه عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ الله فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ الله . 9 : 37 ) * الآيه . پس خداى تعالى بفرمود پيغمبر را تا سال باز دوازده ماه برد چنان كه خداى تعالى فرمود . و از آن چهار حرم كرد چنان كه خداى عزّ و جلّ آفريد آن روز كه جهان آفريد و شب و روز آفريد و همه را اندر قرآن پيدا كرد . قوله تعالى : * ( إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ الله اثْنا عَشَرَ شَهْراً في كِتابِ الله يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . 9 : 36 ) * پس اين تاريخها از آسمان آمده است و خداى عزّ و جلّ نهاده است . و از آن روز كه خلق به جهان اندر پديد آمدند ، ايشان را به تاريخ حاجت آمد . و هر امّتى و هر اهل عصرى تاريخ بدان سال كردندى كه اندر او كارى بزرگ افتادى . و پيغمبر عليه السّلام سال و ماه راست كرد ، چون شايد بودن كه او تاريخ را دست باز داشت ؟ ! و اين كه محمّد بن جرير گفت محال است زى علما كه درست آن است كه تاريخ پيغمبر نهاد و تا امروز همچنان بمانده است ازيرا كه از پس هجرت كارى نيفتاد بزرگتر از هجرت كه تاريخ بر آن كردندى . و من به بغداد گروهى را ديدم از شيعت ، و ايدون گفتند كه ما تاريخ از مقتل حسين بن على عليه السّلام كرديم كه آن كارى بزرگ بوده است كه خون او با چندين اولاد ايشان بر زمين ريختند . و اين را اصل آن است كه هر مردمانى كه ايشان را كارى بزرگ بيفتادى تاريخ از آن سال كردندى . و ايدون شنيدم به بغداد كه به شام اندر از روستاهاى دمشق ناصبيان ، و مردمانى صلباند اندر مذهب و على را دشمن دارند و معاويه را دوست دارند بغايت ، و ايشان تاريخ نه از سال